قهرمان ميرزا عين السلطنه
891
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حالا كه مأيوس هستيم . محمد ميرزا مىآيد . انشاء الله در دورهء مهمانى ماه رمضان حضور به هم خواهد رسانيد با پول و دماغ بسيار . اول كارى كه خواهد كرد آن اطاق بىپير را تغيير خواهد داد سقف اطاق قاب تخته خواهد شد . ارسيهاى قديم مبدل به درهاى تازه خواهد شد . آن طاقچهها گرفته مىشود . مبل اطاق و آن نيمكتهاى كثيف عوض شده تمامش از گلدوزى رشت خواهد شد . بعد ساير چيزها . . . « * » حاكم گيلان مشير السلطنه حاكم گيلان شد . حضرت و الا به جاى او رفت و او به جاى ايشان . بيست و پنج هزار تومان تقديم داده و بيست و پنج هزار تومان مساعدهء مالياتى . وثوق الدوله مستوفى آذربايجان معتمد السلطنه مستوفى آذربايجان وزير ماليات فارس شد . گويا حضرت و الا ركن الدوله به كلى از عمل ماليات خارج شده باشند . دو سال است استيفاى آذربايجان را به اسم پسرش وثوق الدوله فرمان صادر كرده و حالا براى خودش كارى به اين خوبى پيدا كرده . جماعت ميرزاها خيلى زرنگاند . يك آذربايجان تمامش دست اوست و سالى مبلغها منافع مىبرد . باز قانع نيست . آن را به اسم پسر بيست سالهاش مىكند و خود كار ديگر پيدا مىكند . خود استيفاى آذربايجان كه نصف عمدهء ايران است كار خيلى خيلى بزرگى است و كار به اين بزرگى به دست پسر نوزده بيست ساله افتاده . دو هزار مستوفى و دو هزار لشكرنويس چندى است تمام صاحبكارها شغلهاى خود را به اسم پسرهايشان فرمان صادر كردهاند و خودشان كنار نشسته همينطور در فكر كار ديگرند . هركس مواجب هم داشته همين كار را كرده كه پس از مرگش مرافعه حاصل نشود و از ميان نرود . كار هم در ايران خيلى كم ، نوكر از حد و اندازه زيادتر . گويا تمام دول فرنگ روى هم رفته به قدر ايران نوكر نداشته باشند . مثلا يك ماليات ايران كه پانزده كرور است دو هزار مستوفى زيادتر دارد و حساب اين مبلغ بواسطهء يك ميرزا خيلى بهتر و بىتقلبتر درست مىشود . براى دو كرور مواجب قشونى دو هزار لشكرنويس مواجببگير دارند . و هر لشكرنويس يك سررشتهدار و دو مشرف و سه محرر دارد . حساب توپچيها و قشون براى هر صد نفر توپچى و سرباز يك امير تومان ، دو سرتيپ ، [ و ] سه سرهنگ ، [ و ] چهار ياور و ده نفر سلطان و نايب دارند . همين صد نفر توپچى قراگوزلو كه
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .